يسنا جانيسنا جان، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 21 روز سن داره
پارسا خانپارسا خان، تا این لحظه: 8 سال و 7 ماه و 19 روز سن داره

روزهای بی تکرار داشتن یک فرشته ناز

22 ماهگی عزیز دردونه

1395/7/24 17:29
نویسنده : مامان مژگان
370 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دختر نازم ... سلام خانوم خانوما ...

باز هم  یه پست جدید واین بار 22 ماهگی عشق مامان ... 22 ماهگیت مبارک عزیز دلم ...قلبماچ

هر روز که میگذره یه ورق جدید به دفتر زندگی شما و البته ما اضافه میشه اما از اونجایی که روز به روز بزرگتر و البته شیرین 

تر و نمکی تر میشی؛ دوست دارم زمان بایسته و من حداکثر استفاده رو از این موقعیت ها بکنم ...

 

   این ماه واسه شما با شروع ماه محرم همراه بود که این در واقع دومین محرمی بود که شما در کنار ما به هیئت و عزاداری 

می اومدی ... یه اتفاق جالب هم اینکه یه شب بابایی اینا اومدن خونه ما و می خواستن برن مجلس عزاداری خاله فاطمه 

هم شما رو آماده کرد و با خودشون برد . جالب اینکه تقریبا 3 ساعت و نیم طول کشید تا برگشتن اما گفتن اصلا شما بهانه 

گیری نکردی و یادی هم از ما و حتی از  شیر نکردی تشویقماچ

راستی یه دندون خوشگل دیگه این ماه در اومد رو لثه پایینت و جمع دندونات به 16 رسید دیگه کامل دندون های جلوت در 

اومده ...بغلقلب

دیگه کآمل تمام جملات و کلمه ها رو میگی نمونه بعضی از جملاتی که میگی : یه بار ایمان تو خونه باباجی رفته بود بالای اپن 

 نشسته بود که بهش گفتی ایمانی نکن خطر داره ...

 ما دیگه خیلی باید مراقب حرف زدنمون باشیم چون شما کاملا حواست به حرف ها و عکس العمل های ما هست و قشنگ تکرار

می کنی ...

رنگها ی سبز و آبی و سیاه و سفید و قرمز و نارنجی و زرد هم بلدی ...چشمک

اسم و فامیلت هم قشنگ بلدی بگی و خیلی قشنگ فامیلیتو میگی صباغی ندوشننیشخندخنده

 جالب ترین اتفاق اینه که خیلی احساس مستقل بودن می کنی و خودت کفشاتو می پوشی و خودت میخوای لباسا و

مخصوصا شلوارت و بپوشی اوایل که نمی تونستی عصبانی هم می شدی و نمی زاشتی کسی هم کمکت کنهخندهنیشخند

چند تا شعر هم نصفه نیمه بلدی که همه عاشق خوندن شما هستن :

جوجه جوجه طلایی ... نوکش سرخ و حنایی (البته این شعر و وقتی که داری تو دفترت مثلا عکس جوجه می کشی، 

می خونی ) /  خوشحال و خندانیم ... قدر دنیا می دانیم   /  ما گلیم ... ما سنبلیم  /  حسنی نگو تنها بود ... حسنی نگو بلا

بگو  /  قلبماچ

 بقیه شعرها هم نصفه نیمه یا مثلا چند تا کلمه از شعر و بلدی مثل یه توپ دارم قلقلی ه و ...

 فوق العاده باهوش و باسیاست هستی و وقتی بخوای کاری و بکنی که می دونی ما میگیم نه با لحن بامزه خودت میگی 

اجازه میدی؟؟ و اون موقع هست که مگه ما می تونیم باهات مخالفت کنیمخندهماچ

 

 

 

این ماه یه خورده با مریضی که از پست های قبل برات گذاشتم همراه بود اما خب یه مدت هست که مرتب بهت آبگوشت و 

شلغم و فرنی میدم که خداروشکر دوست داری ... تو میوه ها ی زمستونی هم عاشق لیموشیرین و پرتقال و نارنگی هستی 

 

که نارنگی رو خودت پوست می کنی ... متاسفانه عاشق کاکائو و به قول خودت شککات هستی ... گرچه من همش برات 

مسواک می زنم تا دندونات خراب نشه ... نیشخندچشمک

بریم سراغ عکسهای 22 ماهگی گل دختری ..

 

این عکس یسنا و حلما هستن خونه باباجی ...

 

 

 

 

 

 

وقتی با خاله مرجان یسنا رو می بریم دکتر و یسنا و خاله مرجان آهنگ گوش می کنننیشخندماچ

 

 

 

پنجمین سالگرد ازدواجمون به همراه مامانی اینا رفتیم فست فود که زمین بازی هم داشت و کلی خاله فاطمه و یسنا بازی کردن ..

 

 

 

اینجا هم یسنا خانوم تیپ زدن که با دوستای من بریم بیرون .. 

 

 

 

یسنا و دومین حضورش در همایش شیرخوارگان حسینی .. 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

وقتی یسنا خودش سربند شو می بنده و تو روروئکش میشینهنیشخندخندهماچ

 

 

 

چهار زانو نشستن عشقم ...

 

 

 

 

پسندها (8)

نظرات (2)

❤مامانیـ جونــ ـ❤
10 آبان 95 13:27
سلآمـــــــــــــــــ به شما مامانــــــــــــ جونیـــــــــــــ ماشاالله چه دختر نازنینیه یسنا طلا حتما حتما از طرف من ببوسیدش یسنا جونم انشاالله مامانی براتــــــــــــــ از دانشگاه قبول شدنت بنویسهــــــــــــــ گل دخملــــــــــــــــــــ ناز[ماچ]
مامان مژگان
پاسخ
ممنون از شما خاله مهربون مرسی از دعای قشنگتون
مامان فرناز
25 آذر 95 0:32
عزیزم خیلی نازنینی شما خدا حفظت کنه خوشحالم وب زیبات رو می بینم
مامان مژگان
پاسخ
سلامت باشی عزیزم ممنونم